تبلیغات
جزیره ی کاغذی - یلدا

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

جمعه 1 دی 1391
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

یلدا




زمستان ، سرد و سوزان ، با نگاهی سرد می آید
دلی ترسیده ، شاید قصه ای پر درد می آید
نگاه گرم یلدا ترس را از خاطرم برده است
زمستان ساده با پایان فکری زرد می آید



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet pain شنبه 25 شهریور 1396 12:31 ق.ظ
It's hard to find well-informed people about this subject, however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
BHW سه شنبه 29 فروردین 1396 08:16 ق.ظ
I would like to thank you for the efforts you have put in penning this website.
I am hoping to view the same high-grade content by you in the future as well.
In truth, your creative writing abilities has encouraged me
to get my very own blog now ;)
هشدار جمعه 22 دی 1391 09:03 ق.ظ
در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته؟
اسی پنجشنبه 21 دی 1391 09:42 ب.ظ
بچه ها من نظرات هیچکس رو حذف نکردم
یکی از بچه ها پیام خصوصی داد که چرا نظرات منو حذف کردی
من تا حد امکان سعی میکنم هیچ نظری رو حذف نکنم
مهندس سه شنبه 19 دی 1391 05:02 ب.ظ
کسی نیاد وسط ما خودمون از پس هم برمیایم!!
پاییز سه شنبه 19 دی 1391 11:15 ق.ظ
نمیخواد بیای وسط
ماخودمون تنهایی دعوا میكنیم
آقا اسی اون اعصاب خوردت توحلقم....
سس کچاپ دوشنبه 18 دی 1391 08:52 ق.ظ
چه ربطی به سس کچاپ داره این دعوا؟ دعوای مهندس هست و پاییز.
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
اشکال از من بود ببخشید
از بس فضای نظرات خاله زنکی شده دیگه اصلا انگیزه ای واسه اومدن به وبلاگ خودم هم ندارم
مهندس یکشنبه 17 دی 1391 08:26 ب.ظ
آخه برمیگرده به من میگه بی تربیت وااااااااا
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
به بزرگی خودتون ببخشید سس کچاب بچه شیطون و شیرینی این وبلاگه
ناشناس یکشنبه 17 دی 1391 07:06 ب.ظ
مهندس خدا روزیتو جای دیگه بده، انگار دعوا داری ها!
مهندس یکشنبه 17 دی 1391 06:33 ب.ظ
پاییز یادت باشه یه بار بم توهین کردی تکرار نشه دیگه
پاییز سه شنبه 12 دی 1391 07:09 ب.ظ
سلام دكترحمید د
نامرد یه زنگی چیزی...
نمیگی دلمون واست تنگ میشه
اونقد تنگ میشه كه مجبوریم خودمون با اقا اسماعیل سرگرم كنیم
حتما بهم بزنگ
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
اوه اوه ایم وسط با من چیکار دارین :) می خواین با هم خوش و بش کنین چرا منو خراب می کنین؟:)
حمید د سه شنبه 12 دی 1391 06:34 ب.ظ
ماشالا چقد پررونق هست اینجا.
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
افتخار دادی به جزیره ی کاغذی :) نظر لطفته
پاییز سه شنبه 12 دی 1391 12:40 ب.ظ
جوگیرشدی آقا اسماعیل
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
چطور مگه ؟
زمستان دوشنبه 11 دی 1391 11:47 ب.ظ
اینکه آدم تو یه رابطه خر بشه،خیلی احساس بهتری داره تا اینکه خر فرض بشه!
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
قبول دارم
سس کچاب دوشنبه 11 دی 1391 11:24 ب.ظ
لیست فرندای من حرمسرای بالقوه ای است که بالفعل نشد، ولی این لیست احساس بودن یه شاهزاده ی حرمسرا دار رو واسم داره. به این وبلاگ اومدن هم حس بیرون زدن از حرمسرا و اومدن به یه چارشمبه بازار رو واسم داره.
تنکیو اسی
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
خواهش می کنم
واسه دل خودم هم خوبه :)
سس کچاب دوشنبه 11 دی 1391 11:14 ب.ظ
واقعا یه دنیا خوشحالم کردی که جواب نظراتمو دادی. خداوند تو را واسه ما نگه دارد. امیدوارم همین رویه رو ادامه بدی و همیشه سعی کنی در حد حتی یک کلمه جواب نظرا رو بدی
سس کچاب دوشنبه 11 دی 1391 11:32 ق.ظ
aya moghe ye post jadid fara nareside?
bi zahmat chashni zemestanesho kam kon, kami ham dar mored joze morinio sobat kon va moshkeltatesh ba kasilas, az tame gas khormalo ham age betoni to sherat estefade koni, roy zaeghe ma be onvan bazdidkonandegan gom nam asr khob mizare.
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
جدی می گم این کامنتت وادارم کرد که عرض ادب کنم :)
Hessam یکشنبه 10 دی 1391 08:11 ب.ظ
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی بهم سازیم و بنیادش بر اندازیم
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
سس کچاب یکشنبه 10 دی 1391 06:44 ب.ظ
سجاد یعنی من آدم ذلیلی هستم؟
پاییز یکشنبه 10 دی 1391 05:57 ب.ظ
زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
زیبا بود مرسی
سید سجاد یکشنبه 10 دی 1391 12:51 ب.ظ
دقیقا معلوم نیست اینجا کی به کیه! ...
راستی من هنوز اون قدر ذلیل نشدم که به خوام با اسمای الکی کامنت بذارم! ...
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
منم نفهمیدم دادا :)
از اقتدارت خوشم اومد
سس کچاب یکشنبه 10 دی 1391 11:32 ق.ظ
باکره ها هم یائسه می شوند در این برزخ سرد زمستان اسی جان. به همه کامنتای من با یه ریپلای ارز ادب کن
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
اوه اوه اه
بوی غرور همه جا رو گرفته :) "عرض" ادب اجباریش هیچ فایده ای نداره و من هم سعی می کنم کار بی فایده کم انجام بدم :)
با تشکر
سس کچاب با کمک فلافل دکونای ترمینال جنوب یکشنبه 10 دی 1391 11:29 ق.ظ
گاهی زمستان اخوان ثالث می شوی بس که ناجوانمردانه سرد و بی حس می شوی
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
کاش می دونستم این همه خلاقیت رو چجوری یه جا تو وجودت جمع کردی :)
پاییز یکشنبه 10 دی 1391 09:21 ق.ظ
بازم سلام
ازشما بعیده آقااسماعیل دوست مهندس اونم ازنوع بی تربیتش داشته باشین
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
من چون هویت هیشکی از آدمایی که اینجا کامنت می زارن واسم مشخص نیست پس نمی تونم از کسی دفاع کنم یا کسی رو نقد کنم.تنها چیزی که من از این اسامی می دونم همین کامنتاییه که اینجا گذاشته میشه
مهندس شنبه 9 دی 1391 10:55 ب.ظ
این خانوم یا آقای پاییز انگار مخش تاب داره چرا اینق متن رو کش میدددددددددددددددددی وااااا
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
خواهش میکنم توهین نکنین
مهندس شنبه 9 دی 1391 10:53 ب.ظ
سس کچاپ من میدونم تو کی هستی. سید سجاد هستی!درسته؟؟
دیدی چه باهوشم دیدی دیدی
سس کچاب شنبه 9 دی 1391 10:47 ب.ظ
چرا جواب دو نظر آخر منو ندادی؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
منظورتون جواب منتی که نوشتین؟ متن که جواب نداره
پاییز شنبه 9 دی 1391 05:33 ب.ظ




























































سلام
اخرین بارت باشه از پاییز بد مینویسی.واسه اینكه ببخشمت یه شعركوتاه در مورد پاییز بنویس.






سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
من خودم پاییز رو خیلی دوس دارم ولی دیدم زمستون خیلی مظلومه :)
سوگلی ناصردینشاه جمعه 8 دی 1391 02:10 ب.ظ
یعنی چه که دنیا قرار است به پایان برسد؟

من و تو که هنوز به هم نرسیده ایم...
سس کچاب جمعه 8 دی 1391 02:00 ب.ظ
غمگینم مثل اون کارگر پرانرژی بیل به دستی که با قدرت بیلو فرو می کنه تو گلا و دسته بیل از وسط میشکنه
http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/7.gif
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30