تبلیغات
جزیره ی کاغذی - مال غارت زیره

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

چهارشنبه 13 دی 1391
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

مال غارت زیره



 

این اولین شعر لری منه.خوشحال میشم اگه بچه ها نظراتشون و ایرادای کار منو بهم بگن که بتونم واسه کارای بعدی اصلاح کنم

 

یه چی من دلم هی بلازه ایزنه

که دردش مه جونم هلا هی زنه

 

یه چی مثل تیری مه جونم نشهس

دلم چی شکالی که ناله ایزنه

 

مثه دالویی که یه عمری نشهس

که شاید کرش بو که گاله ایزنه

 

مثه پیره مردی که خو دی هنی

جوونه و هر چی شکاله ایزنه

 

مثه ریش سفیدی که عمری گذشت

ولی چه و جای هر چه چاله ایزنه

 

مثه بازیاری که مز هم نخواس

و او کس که سر دس شغاله ایزنه

 

مثه مرد شرمنده من ری بچش

که قید حروم و حلاله ایزنه

 

چه وابی که ای مال ا یک چتهس

چه وابی که دز ای یه ماله ایزنه

 

ته ایگوی که ساکت بشینم هنی

سکوتم دیه ماه و ساله ایزنه

 

یه عمری گذشت ای یه سالم سرش

دلم قید ای شور و حاله ایزنه

 

همه ی مال روزی بفهمن که دز

و جای پاسبون قیل و قال ایزنه

ترجمه ی فارسیش هم واسه اون دوستانی که لر نیستن:

(یه چیزی تو دلم مثل آتیش شعله می کشه

که دردش هنوز که هنوزه تو دلم احساس میشه)

 

(یه چیزی مثل تیر تو دلم نشسته

دلم مثل آهویی هست که در حال نالیدنه)

 

(شبیه پیرزنی که عمریه منتظره

که شاید پسرش باشه که (برگشته و)صدای فریادش میاد)

 

(مثه پیرمردی که خواب دیده هنوز

جوونه و هر چی آو هست رو شکار می کنه)

 

(مثل ریش سفیدی که عمری ازش گذشته

ولی به چای هر چی چالست چاه میکاره(کارا رو بدتر می کنه))

 

(مثل بازیاری(کسی که سر زمین بقیه کار می کنه و محصول رو واسشون درو می کنه در ازای مقداری مزد)که مزدش رو هم نخواست

از صاحب زمینی که رو دست شغال رو هم میزنه تو بدجنسی)

 

(شبیه مردی که پیش بچش شرمندست

و قید حلال و حروم رو مجبور میشه بزنه )

 

(چی شده که این ایل از هم پاشیده

چی شده که دزد فقط همین یه ایل رو غارت میکنه)

 

(تو میگی که هنوز هم ساکت بشینم؟

سکوتم دیگه از ماه و سال هم گذشته)

 

(یه عمری گذشت این یه سال هم روش

ولی میدونم که دلم اونوقت دیگه قید این شور و حال رو میزنه)

 

(همه ی افراد ایل یه روزی می فهمند که دزده

که خودشو جای پاسبون جا زده و قیل و قال می کنه)

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What causes pain in the back of the heel? شنبه 18 شهریور 1396 05:24 ق.ظ
Hurrah, that's what I was seeking for, what a data!
present here at this weblog, thanks admin of
this website.
foot pain دوشنبه 13 شهریور 1396 06:42 ب.ظ
I will immediately grab your rss as I can not find your
email subscription link or newsletter service.

Do you have any? Kindly permit me know so that I could subscribe.
Thanks.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 01:09 ق.ظ
Hi there to all, the contents existing at this web site are in fact awesome for people knowledge, well, keep up the nice work
fellows.
خانوم مهندس جمعه 22 دی 1391 08:27 ق.ظ
واقعا متاسفم این بخش داره به ابتذال کشیده میشه من دیگه نمیام تو این لونه ی فساد
بای به همگی
تیمورلنگ جمعه 22 دی 1391 02:08 ق.ظ
عاقبت بروزنشدن همین میشه دیگه الأن شرت ماگم شده کی جوابگو
مهندس واقعی جمعه 22 دی 1391 01:49 ق.ظ
ن_تیمورتنگ هم بهترین شرتش میپوشه
مهندس واقعی جمعه 22 دی 1391 01:43 ق.ظ
کسی خبری از پاییز؛سس کچاب وجامعه شناس نداره؛دلمون تنگ شده_مگه تیمورهم تنگ میشه مگه
تیمور لونگ جمعه 22 دی 1391 01:35 ق.ظ
شماها هم وقتی میخواین برین دکتر آمپول بزنین بهترین شورتتون رو میپوشین یا فقط من اینجوریم ؟!!‬
تنگ تیمورادی جمعه 22 دی 1391 01:26 ق.ظ
یکی از فانتزی هام اینه که چند تا زن بگیرم که همشون با هم خوب باشن و بعد من توی جمع صداشون : عیالات متحده ......‬
تیمور تنگ جمعه 22 دی 1391 01:23 ق.ظ
شجاعت همیشه خوب نیست ، مثلا بنده اعتقاد دارم دوست دحتر آدم هرچی ترسو تر باشه بهتره ، تا یه صدائی میشنوه بپره تو بغلم
تیمورلنگ جمعه 22 دی 1391 12:23 ق.ظ
آهاااااااااااااااااااااای نفسکش...
مهندس واقعی جمعه 22 دی 1391 12:16 ق.ظ
خانوم مهندس قلابی وقت چیه?مشکوک؛30یا...
دکتر کنزی جمعه 22 دی 1391 12:08 ق.ظ
اینجا که مطب دکتر نیست که. ولی اگه یبسی باید بیشتر سلولوز بخوری، سلولز باعث روان حرکت کردن ان در روده میشه. پوست گوجه فرنگی از سلولز تشکیل شده.
روغن کرچک هم یهو می کنه معده و روتو، اینو به عنوان آخرین برگ برندت ازش استفاده کن.
آشنا؛ مهندس نیستم. پنجشنبه 21 دی 1391 10:52 ب.ظ
کسی درمانی برای یبوست مزمن سراغ نداره؟
خانوم مهندس پنجشنبه 21 دی 1391 10:51 ب.ظ
وای من این شعرو الان دیدم یعنی الان برام باز شد خیلی جالب بود خداییش ماشالا ماشالا بزنم به تخته دیگه وقتشه
شاهین: پنجشنبه 21 دی 1391 12:24 ق.ظ
شاعرجوان؛ ربانی
تونبظ حلق وخلق هرترانه ای...
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
لطف بسیار زیاد شما رو می رسونه :)
مهندس واقعی چهارشنبه 20 دی 1391 11:00 ب.ظ
عجب زمونه ای شده؛بعدیه عمرتلاش؛بهمون میگن پشم؛آهای مهندس ربانی...
مندس قدیمی چهارشنبه 20 دی 1391 10:16 ب.ظ
مهندس = پشم
آره بابا
کجای کارین
مهندس چهارشنبه 20 دی 1391 10:13 ب.ظ
جامعه شناس هم جامعه شناس قدیم!
دیگه شما که جامعه شناس این مملکت باشین معلومه ،بایدم جامعه اوضاش این باشه ، شما که جامعه شناس باشین دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
مهندس چهارشنبه 20 دی 1391 10:10 ب.ظ
جناب مهندس واقعی(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بگیر منو!) لااقل یه کم اخلاق مهندسی رو رعایت کنین حالا که اینقدر ادعاتون میشه.ما که نمیخایم ریا بشه
بعدش هنوز مدرک نگرفتم که مث شما بخام پز بدم
صاحاب وبلاگم اگه ناراحته خودش بلده حرف بزنه خب؟؟
از رسول ادهمی چهارشنبه 20 دی 1391 09:45 ب.ظ
مرا بستری کنید

این جواب آزمایش دروغ می گوید

این خنده ها ، از روی خوشحالی نیست

ضربان قلب خوب می زند که می زند

این که دلیل نمی شود

مرا جایی ببرید که برای اثبات حرف هایم

خونی نگیرند

و بدون آزمایش و معاینه

روی دفترچه بیمه ام بنویسند

هر دوازده ساعت

یک بار

شانه ای برای گریستن


سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
زیبا بود
مرسی
مهندس واقعی چهارشنبه 20 دی 1391 09:18 ب.ظ
خداییش ببینین این2تاچه بلایی سرصاحاب وبلاگ آوردن؛فکرکنم مدرکش جعلیه
جامعه شناس چهارشنبه 20 دی 1391 09:04 ب.ظ
مهندس قلابی روخوب اومدی
مهندس واقعی چهارشنبه 20 دی 1391 08:33 ب.ظ
سلام برجامعه شناس ومهندس قلابی باحال
جامعه شناس چهارشنبه 20 دی 1391 07:56 ب.ظ
سلام به همه دوستان . چه خبره اینجا؟!
پاییز چهارشنبه 20 دی 1391 12:00 ق.ظ
سلام آقای ربانی
قصدبی احترامی نداشتم؛اگه ازدستم ناراحتی بهم بگو؛بازم معذرت میخوام
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
علیکم السلام :)
نه من ناراحت نشدم
من اینجا فقط یه ناظرم نه شماها رو میشناسم نه تو بحثاتون دخیل بودم :)
موشگل سه شنبه 19 دی 1391 11:31 ب.ظ
موشگل همه ی ما اینه که اصلو ول کردیم و فرعو گرفتیم. شماهایی که این همه گرد و خاک می کنید اصلن شعر این پستو خوندین؟ یا اصلا به موضوعش فکر کردین؟ یا سعی کردین که پیشنهادی بدین؟
واگعن این دوشواریا رو آدم میبینه یاد شهرداری میافته
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
بالاخره یه نفر حرف دلم منو زد :)
مهندس سه شنبه 19 دی 1391 07:32 ب.ظ
آقا پاییز بیا بریم وبلاگ خودت حرف بزنیم دیگه اسماعیل وبلاگش خاله زنکی شده بهتره دیگه نیایم اینجا مگه نه؟
البته اینجا حق آب و گل هم داریم ولی بریم بهتره اوکی؟
مهندس سه شنبه 19 دی 1391 07:20 ب.ظ
سلام آقای پاییز تنها. حالا من کی قلدر بازی در آوردم که میگی پسرم؟ این همه ظرافتو نمیبینی؟برام دعا کن فردا امتحان دارمhttp://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/2.gif
پاییز سه شنبه 19 دی 1391 05:29 ب.ظ
سلام مهندس
میتونی به وبلاگ خودش سربزنی وازش بپرسی
ازنفسای مردونت فهمیدم پسری
البته اگه ناراحت نمیشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30