تبلیغات
جزیره ی کاغذی - قصه ی بر باد رفته

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

یکشنبه 1 بهمن 1391
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

قصه ی بر باد رفته



 

کجای قصه بودم؟باز یادم رفت
باز هم میگویم "بی انصافیست"
مگر می شود سال ها راوی تو باشی و من سکوت کرده باشم حالا بی مقدمه بار قصه را به دوش من بیندازی و سکوت کنی؟
تو که می دانی من از شخصیت های قصه وحشت دارم آخر خودم خلقشان کرده بودم ولی رهایشان کردم تا تو بال و پرشان بدهی
از کجا باید میفهمیدم که مسیرشان را عوض می کنی؟
نه ، این قصه دیگر برای من آشنا نیست
کله شقی نکن
بگذار لااقل پایان خوشی برایش بنویسم
نگاه کن ، اه ، گند زده ای به مفهوم سادگی ، عشق ، حتی سکوت
مرا فریب داده ای این همه سال و هر جا صدایم را بلند کردم که لااقل به تو بفهمانم که می فهمم مرا به میخ توجیه سر جایم نشاندی حالا خودت هم غرق شده ای در این کلبه ای که دیگر نه از بیرون زیباست و نه درونش چنگی به دل می زند
من و تو قرار بود با این قصه همه ی داستان های دنیا را سروری کنیم حالا حتی به شخصیت های قصه ی خودمان هم گند زده ایم
...
 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain دوشنبه 13 شهریور 1396 06:01 ب.ظ
Hello, I enjoy reading all of your article. I like to write a little comment
to support you.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 06:03 ب.ظ
Awesome article.
مهندس واقعی پنجشنبه 5 بهمن 1391 09:33 ب.ظ
مهندس مگه قرارنبوددیگه نیای تواین لونه ی فساد؟
مهندس پنجشنبه 5 بهمن 1391 07:35 ب.ظ
میگم اسماعیل میبینم خوشحالی کسی نمیادش تو وبت .ایشالا مبارکت بو
مهندس واقعی پنجشنبه 5 بهمن 1391 10:15 ق.ظ
سلام جامعه شناس
خوب دادی امتحانارو؟
نبودی اینجا سوت وکورشده بود
جامعه شناس چهارشنبه 4 بهمن 1391 11:29 ب.ظ
سلام وخداقوت به همه هم وطنان واحتمالا دانشجویان متعهد کشورعزیزمون . خسته نباشیدازامتحانات فشرده وجان کاه دانشگاه!جناب درمحضرابلیس!منظورتون روازاینکه خدادوستی نداره چیه؟یعنی اینکه خداغریبه؟فراموش شدس؟اتاحالاازخودتون پرسیدین چرابایداینطوری باشه؟ چرابایدبنده اربابشووخالقشوفراموش کنه؟
در محضر ابلیس چهارشنبه 4 بهمن 1391 08:25 ق.ظ
دیشب به ملاقات ابلیس رفتم
زنگ موبایل و اس ام اس های عاشقانه دوستانش نگذاشت دو كلمه درد دلم كنم
باید از همان اول با خدا رفیق میشدم كه دوستی ندارد و وقت برای صحبت بسیار
پاییز دوشنبه 2 بهمن 1391 09:10 ق.ظ
سلام
باآلزایمرآپم تشریف بیارین ودرد دل كنین.مرسی مهندس
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
باشه چشم
پاییز یکشنبه 1 بهمن 1391 04:24 ب.ظ
خیلی قشنگ بود؛امتحانا چطوربود؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
مرسی
بد نبودن
حامد یکشنبه 1 بهمن 1391 03:11 ب.ظ
سلام وب زیبایی داری وقت کردی به وب منم سر بزن www.avazchat.ir
منم با اسم چت روم لینک کنی ممنون میشم
راستی یه چیزی کد چت روم برای وبلاگ ها هم داریم منتظرمممم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر