تبلیغات
جزیره ی کاغذی - از آتش زدن قرآن در آمریکا تا حمله به مساجد و دفاتر مراجع تقلید در ایران

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

چهارشنبه 28 مهر 1389
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

از آتش زدن قرآن در آمریکا تا حمله به مساجد و دفاتر مراجع تقلید در ایران



 

باز هم 11 سپتامبر برگی دیگر از تقویم تاریخ را به سیاهی کشاند.انگار تمامی لحظات از ثبت شدن در این روز نامیمون در هراسند.این برگ از تقویم به مجالی برای جدال اندیشه ها ولی نه در قالب گفتگوی ادیان بلکه با رویکردی تهاجمی بدل شده است.نبردی که آرامش هدیه داده شده توسط ادیان الهی را به سخره میکشاند و مخالفان این عقاید را در مخالفت خود استوار میسازد.

11 سپتامبر این بار در نمایشی دیگر جامعه ی بشری را در بهتی مهیب فرو برد که بازیگر نقش اول این داستان کشیشی بود که سرپرستی کلیسای فلوریدا را یدک می کشید.تری جونز برای مخالفت با اشتباهی بزرگ خطایی دیگر را به ثبت رساند تا در این دنیای به ظاهر متمدن عقاید قشر عظیمی از انسانها مورد توهین واقع شود.نکته ی دیگر که این سناریو را حساس تر میکند سوزانده شدن قرآن کتاب آسمانی مسلمانان در سرزمینیست که به بهانه ی  هدیه کردن آزادی به مردم کشورهایی نظیر افغانستان و عراق این کشورها را تحت سلطه ی خویش درآورده اند ولی حتی قادر نیستند این آزادی عقیده را برای عده ای زیادی از هموطنان خود فراهم کنند.در حالی که این توهین بزرگ روانه ی مسلمانان جهان و به خصوص مسلمانان ساکن در آمریکا میشد که به میزان بیشتری با این مساله درگیر هستند  حاکمیت در آمریکا با سکوت معناداری فضا را باز نگه میدارد تا در مصداق آزادی حد اعتدال را زیر پا بگذارد.

در سراسر جهان مسلمانان با برپایی تجمعاتی اعتراضی انزجار خود را از این عمل اعلام کردند.وقتی در این مساله تامل میکنیم حساسیت جامعه ی مسلمین بر روی قرآن را به عنوان نماد حقانیت دین اسلام و معجزه ی پیامبر اکرم مشاهده میکنیم که توهین به آن را در جامعه ای با فضای متمایل به آیین مسیحیت برنمیتابند.

به راستی اگر این توهین در ایران با حاکمیت جمهوری اسلامی انجام میشد عاملین آن از سوی مردم و حاکمیت به چه سرانجامی محکوم میشدند؟سوال دیگری که مطرح میشود این است که آیا تنها قرآن نماد مورد احترام در میان مسلمانان به شمار می آید؟با نگاهی اجمالی به جوامع اسلامی میتوانیم نمادهایی مانند مساجد و روحانیت و در راس آنان مراجع تقلید را نیزدر کانون توجه خود قرار دهیم.

انتظار میرود مساجد و مراجع تقلید نیز مصون باشند از هتک حرمت و هرگونه توهینی نسبت به آنها عکس العمل مسلمانان را به دنبال داشته باشد که متاسفانه اینطور نیست یا شاید چشمان ما تنها به روی کشورهای دیگر باز میشود و تنها توهین از طرف جوامع غربی عکس العمل ما را در پی خواهد داشت.

آیا هتک حرمت مساجد آنهم در مملکتی که شیوه ی حاکمیت خود را جمهوری اسلامی عنوان میکند و داعیه ی مسلمانی  اکثریت مردمان آن  به گوش جهانیان رسیده است به اندازه ای قابل توجه نیست که به سادگی از کنار آن نگذریم؟ آیا این مساله به قدری اهمیت ندارد که صدا و سیمای ما  حتی در خبری کوتاه آن را محکوم نماید؟

صرفنظر از دلیل حمله و هتک حرمت عده ای مجهول یا معلوم الهویه به مسجد قبای شیراز یا دفتر مراجع تقلیدی چون مرحوم آیت الله منتظری یا آیت الله صانعی و آیت الله دستغیب،گناه و تقصیر این افراد آیا با گناه و تقصیر تری جونز قابل مقایسه و چه بسا سنگینتر نیست؟

سنگ پرانی و یا در هم شکستن مساجد و دفاتر مراجع تقلید در کشوری با حاکمیت اسلامی نه تنها محکوم نمیشود بلکه در میان هرمت شکنان افرادی حضور دارند که خود باید این وقایع را محکوم نمایند.آیا مسئولین و نیروهای امنیتی ما از همچین وقایعی بی خبرند؟

مسلمانانی که در اعتراض به سوزاندن قرآن توسط یک مسیحی به خیابانها می آیند و اشکها میریزند و محکوم میکنند آیا هتک حرمت مساجد و مراجع تقلید را توسط افرادی که خود را مسلمان میدانند ، شایسته ی اعتراض نمیبینند؟این برخورد سلیقه ای با ارزشهای دینی ما نشانگر چیست و افرادی که این جریانها را رهبری میکنند آیا هدفی جز کمرنگ کردن نقش آگاهی بخشی مساجد و روحانیون در میان مردم را دارند؟

مگذاریم سیاهی 11 سپتامبر تمامی برگهای تقویممان را دربربگیرد و شکاف میان ادیان را محکوم کنیم غافل از اینکه خود شکاف میان مسلمانان را دامن می زنیم.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.