تبلیغات
جزیره ی کاغذی - نگاه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

پنجشنبه 20 آبان 1389
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

نگاه



 

من و تنهایی و شب های سیاه

حسرت شنیدن حتی یه آه

حالا من موندم و عکس تو و باز

هی نگاه و هی نگاه و هی نگاه

* * *

رفتنت امید و آرزومو برد

همه زندگیمو دست غم سپرد

کاش دلم رو با خودت برده بودی

جای اینکه بشنوی بعد تو مرد

* * *

آسمون پرستاره ، مال تو

قاصدک خبر بیاره ، مال تو

حتی یک قطرشو هم من نمی خوام

آسمون هر چی بباره ، مال تو

* * *

من از این بازی دیگه خسته شدم

می دونی ، بدجوری وابسته شدم

وقت رفتن تو چشات خونده بودم

تو دلت یه راز سربسته شدم

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
گمنام جمعه 8 اردیبهشت 1391 06:58 ب.ظ
دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم وقتی محبت كردم وتنها شدم؟///وقتی دوست داشتم وتنها ماندم......دانستم::
بایدتنها شدوتنها ماند تا خدارافهمید
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
بازم خوبه یه نفر تو این دنیا به یه نتیجه ای رسید که ازش راضیه :)
گمنام دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 12:08 ق.ظ
سلام آقااسماعیل حالتون خوبه؟سال نوتون مبارکتواین چندوقتیکه نبودم خیلی فکر کردم دیدم آدم بایدفقط عاشق یکی باشه اونم خداست چون اون تنها کسیه که بی مزد ومنت عاشق بنده هاشه انشاا... توهمه ی مراحل زندگیتون خدا پشت وپناهتون باشه
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
مرسی
خوش اومدین
مرسی
شما هم همینطور
گمنام دوشنبه 22 اسفند 1390 06:39 ب.ظ
چرااینجوری جواب میدی انتظارچنین رفتاری روازشمانداشتم اگه به جمله ای كه نوشتم نگاه كنی میبینی نوشتم اگه میشه خیلی محترمانه .........
اگه جای من بودی همین حسو داشتین...شما نمیدونیدكسی روكه من10سال دوست داشتم وفكرمیكردم اونم همین حسونسبت به من داره حالا فهمیدم اصلا"ازمن متنفره آدم چه حالی میشه من معنای عشقوبابند بندوجودم احساس كردم حالا شما میگید من چكار كنم كه اونو فراموش كنم دوست دارم راهنماییم كنیددرضمن من عین واقعیتو نوشتم امیدوارم شما منو درك كنید......
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
من قصد توهین نداشتم یه پست جدید دارم آماده میکنم درباره ی حسم نسبت به عشق
از عشق متنفرم
گمنام شنبه 20 اسفند 1390 07:58 ب.ظ
سلام دوست دارم برادل من اگه میشه یه شعری درمورد مرگ بنویسی..........
این روزادوست دارم بمیرم..........
مرگ ای آرامش آشفته بازار دلم/////مرگ ای تنهاامیدفکر سال وساعتم
بیییییییییییییییا
لطفا"
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
من شاعر سفارشی نیستم :(
اگه یشه خودتو معرفی کن دربارش صحبت کنیم این اصلا حس خوبی نیست
سجاد جمعه 19 اسفند 1390 07:02 ب.ظ
منم خوشم میاد ولی داد نمی زنم!
گمنام سه شنبه 16 اسفند 1390 05:47 ب.ظ
سلام آقااسماعیل تو شعراتون یه غم جداییه انشاا... هیچ وقت ازاین غمهاوهیچ غمی توزندگی نبینی ......
هرچند من یه غمی دارم ...حالابماند....
فقط واسم دعا کن .....
فقط واسه دل من ازاین شعرابنویس..
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
چشم
موفق باشین
فرناز دوشنبه 1 اسفند 1390 04:11 ب.ظ
من خیلی از شعرای شما خوشم میادآقااسماعیل
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
مرسی شما لطف دارین :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.