تبلیغات
جزیره ی کاغذی - یادته ...

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

یکشنبه 22 خرداد 1390
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

یادته ...



این روزا حسرت خیلی لحظه ها تو دلمه

انگاری غصه ها جمع شدن ، شدن یه عالمه

یادته من و تو بودیم و خدا بود و  نفس؟

لحظه ها سبز تو بودن ، حتی تو تنگ قفس؟

این روزا دیگه دلامون از سیاهی پر شده

همه خستن و دلاشون از دو راهی پر شده

یادته "پیر شی جوون" دعای خیر بود واسمون؟

حالا پیر شدن همه جوونای محلمون

بزار از یه حسرت دیگه بگم تا بدونی

سرخی چشامو از نگاه خیسم بخونی

مردم همیشه در صحنه رو یادت هست هنوز

حالا از صحنه فراری شدن اینجا شب و روز

آخه صحنه دیگه حرمتی نداره واسشون

درد آزادگی رفته جاش نشوندن درد نون

آسمون اینجا انگار دیگه مال همه نیست

اینا آدمن به مولا گشنه مثه رمه نیست

که بخوای گشنه بزاریش تا که دنبالت باشه

همیشه چش انتظار اون خط و خالت باشه

تا نگاهی از سر لطف تو اونو سیر کنه

یا که منت یه لقمه نون اونو اسیر کنه

که نتونه بگه آقا اینا که حق منه

تا که حرف زد بگی این اسیر دست دشمنه

.  .  .



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW سه شنبه 22 فروردین 1396 11:51 ق.ظ
Your style is so unique in comparison to other folks I have read stuff from.
Thanks for posting when you have the opportunity, Guess I'll
just bookmark this blog.
دل شکسته یکشنبه 3 مهر 1390 08:09 ب.ظ
رهاجون ازمن به تونصیحت گول آقای ربانی رونخور
مطمئن باش پسرا ارزش هیچی رو ندارن توهنوزبچه ای داغی نمی فهمی من تجربیاتمودراختیارت میزارم من خودم هم شکست عشقی خوردم هم به بقیه شکست وارد کردم و ازاین بابتا خیلی ضربه خوردم
نمونش هم همین یه ماه پیش بود که یکیوکه عاشقم بودبه بازی گرفتم و بعدش راحت پسش زدم والان دارم چوبشومیخورم خیلی چیزبدیه اشتباهات ماروتکرارنکنین شماها
الان بایدخدابه دادم برسه چون آه اون طرف بدجوری دامنموگرفته
بچه هابرام دعاکنین داغونم
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
گول آقای ربانی؟
کاش یه ذره شهامتشو داشتی بگی کی هستی و چرا این حرفو میزنی.یه طرفه به قاضی رفتن خیلی راحته
شنبه 2 مهر 1390 09:21 ب.ظ
اسماعیل چرانمیری رهاروببینی؟ازشیرازبه تهران رفتن که سختترنیست،هست؟؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
مشکل ما آدما اینه اگه از یه نفر خوشمون بیاد حتی اشتباهاتش رو هم توجیه می کنیم یا گاها به عنوان یه کار خوب می پذیریم و اگه بدمون بیاد حتی مهمترین مسایل زندگیش رو به تمسخر میگیریم و ناجوانمردانه خوردش میکنیم.آخه تو چی می دونی از زندگی من؟
سه شنبه 29 شهریور 1390 11:24 ق.ظ
خاک بر سرت رها
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
اگه میشه به کسی توهین نکنین
رها چهارشنبه 2 شهریور 1390 12:41 ق.ظ
خداحافظ...
esi دوشنبه 31 مرداد 1390 05:41 ب.ظ
رها خانم این اصلا كار درستی نیست و مطمئن باشین من واسه دیدن یا شناختن شما هیچوقت به حسینیه نمیام.با تمام احترامی كه قائلم تا وقتی خودتونو معرفی نكنین من دیگه جواب نظرات شما رو نمیدم
رها شنبه 29 مرداد 1390 05:03 ق.ظ
اگه بگمم نمشناسید،چه فایده،ولی قیافه م:پوستم سبزه اس،چشام بزرگه رنگشونم قهوه ایه،دماغمم بدک نیس همه میگن خوبه ولی خودم قصد دارم عملش کنم،لبام هم غنچه ایه،۱۶سالمه،راستی از طریق دختر عمه م شناختمتون.‏‎ ‎به خدا هیشکدومشونو دروغ نگفتمOK?‎
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
ba hameye ehterami ke baratun ghaelam chizhayi ke shoma vase moarefie khodetun goftin hichkodum shomaro moarefi nemikone va dalili bar khub ya bad budane shoma nist.injuri man hichvaght nemifahmam shoma ki hastin
darya جمعه 28 مرداد 1390 04:00 ب.ظ
slm
avalin barame miyam inja
chera matlabe jadid nadari mr rabbani
che jaleb....friendat esi sedat mikonan
رها دوشنبه 24 مرداد 1390 04:04 ق.ظ
خیلی دوس دارین منو بشناسین_آره؟
من کاملأ خودتون و خانواده تونو میشناسم ولی هنوز ندیدمتون_خیلی دوس دارم که ...
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
من آدم كنجكاویم خوشحال میشم بشناسمتون.
رها یکشنبه 23 مرداد 1390 11:45 ب.ظ
آقا اسماعیل واقعأ وب باحالی دارین_خدایی_راستی شبای قدر تو حسینیه شهرمون منتظرتونم...
سجاد چهارشنبه 12 مرداد 1390 06:45 ب.ظ
سلام این جا چه خبره؟ اسی جون معصوم (!)رو هرزه صدا می کنن ... عجب دنیای کثیفی پشت این اسم های مجازی خوابیده !
ادم باید شجاعت داشته باشه با اسم کامل خودش وارد شه ... و ... میگم خاک تو سرشون!
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
مرسی
شیوا یکشنبه 9 مرداد 1390 07:52 ب.ظ
سلام واسه عکستون باز نمیشه؟؟؟؟؟؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
هر جا آپلود می کنم یا سایته فیلتر میشه یا عکسا دیگه نمیان بالا اگه عضو فیسبوک هستین اونجا عکسا کامل هست
پنجشنبه 6 مرداد 1390 11:11 ب.ظ
مریم خانوم یه ذره فکر کن ببین اسماعیل هرزه است یا...؟ دیگه خودت میدونی منظورم چیه
دیگه هم اینقد مزاحم اسماعیل نشید دختر هرزه ها
هرزه همین شماهایین که می افتین دنبال پسرای مردم
آشغال
مریم یکشنبه 2 مرداد 1390 07:26 ب.ظ
بانظر اشنا كاملا موافقم.بی لیاقت و هرزه ای
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
؟
اشنا دوشنبه 27 تیر 1390 07:54 ب.ظ
فقط خواستم بهت بگم خاکتو سرت
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
واسه کدوم قسمتش؟واسه شعر خودم یا کامنتای بچه ها؟
رشید یکشنبه 12 تیر 1390 12:49 ب.ظ
مسابقه چی چیه؟اونو معرفی کن منو هم معرفی کن به عنواو دلال یه پولی به جیب بزن:((
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
are dg.voroodie mosabeghe ham kheili kame ke hame bian 5 toomane :D
رشید یکشنبه 12 تیر 1390 02:35 ق.ظ
چه خبره اینجا؟ای خوش به حالت سجاد.ای خوش به حالت.یکی نیست بیاد این مدلی به ما بگه؟پری میخوای من خودمو معرفی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اسماعیل بیا ما را باهم آشنا کن یه پولی هم در این بین گیرت میاد:))
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
mitoonim ye mosabeghge tartib bedim :)
pary پنجشنبه 9 تیر 1390 09:54 ق.ظ
نه اول شماسجادوکامل معرفی کنین تابعدش من خودمومعرفی کنم درضمن سنشون بالای 25 نباشه
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
sajjad ghasde edame tahsil dare mage inke sojeye khoobi peida she.hala khodetoono moarefi konin ta bahash sohbat konam
pary چهارشنبه 8 تیر 1390 10:55 ب.ظ
یکی مسبب امرخیربشه ومن وسجادو باهم آشناکنه
راستی سجادکجامیخونه ورشته ش چیه تاببینم بهم میایم یا نه؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
shoma aval khodetoono esbat konin man khodam banie amre kheir misham :)
سجاد سه شنبه 7 تیر 1390 03:42 ب.ظ
بسیار جالب بود !
راستی .... راستی ... بقیه اش یادم رفت بذار از نزدیک ببینمت شاید یادم بیاد می خواستم چی بگم ؟!!

سکوت معجزه ای است که خدا برای نشان دادن قدرتش آفرید!
jalil سه شنبه 7 تیر 1390 03:23 ب.ظ
سلام

وب قشنگی داری

به من هم هر روز سر بزن و نظر بده منتظرتم بیایی.


لینکم هم کن مرسی..
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
merc hatman
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:38 ب.ظ
یه ذره عرضه داشته باش نظرات منم نشون بده ترسو
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
سلام من شما رو نمیشناسم ولی نظرات رو سعی می کنم بزارم.نظرتون رو که نزاشتم چی بود؟
تیام چهارشنبه 1 تیر 1390 05:35 ب.ظ
وبلگ جالبی بود
با تشکر
تیام چهارشنبه 1 تیر 1390 05:34 ب.ظ
خدایا:چگونه زیستن رابه من بیاموز<چگونه مردن>را خودخواهم دانست
خدایا:رحمتی کن تا ایمان نام ونان برایم نیاورد
قوتم بخش تانامم را،وحتی نامم را،در خطر ایمانم افکنم.
تا ازآنها باشم که پول دنیا میگیرندوبرای دین کار میکنند،نه آنها که پول دین میگیرند وبرای دنیا کار میکنند
تیام چهارشنبه 1 تیر 1390 05:26 ب.ظ
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من اورا دوست داشتم
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
راحیل چهارشنبه 1 تیر 1390 10:31 ق.ظ
سلام و درود.. با این شعر دلم گرفت.. انگار یادم رفته بوداینجا یه زمانی آبادی بود با مردم مهربون...
سپاس از بابت دنیای قشنگی كه به من دادی...
دوست عزیز با مطلب جدید به روزم و كافه چشم به راه شماست..
سبز باشی
saman جمعه 27 خرداد 1390 10:35 ب.ظ
عالیـــــــــــــــــــــــــ
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
mercccc...
سرباز م دوشنبه 23 خرداد 1390 11:29 ب.ظ
غم مخور ایام هجران رو یه پایان می رود
این خماری از سر ما میگساران میرود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا میشود
زاغ با صد شرمساری از گلستان می رود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر