تبلیغات
جزیره ی کاغذی - تقابل این 2 دیوانه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

جمعه 8 اردیبهشت 1391
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

تقابل این 2 دیوانه



 

 *چرا؟

 -چی چرا؟ باز دوباره شروع کردی؟

 *چرا نمیزاری بگم؟

 -نمیزارم چون نباید بگی

 *کی داره واسه من باید و نباید مشخص می کنه؟ کسی که هنوز تو بود و نبود زندگی خودش هم مونده؟

ولم کن تو رو خدا

 -که چی بشه؟ میخوای بگی که چی بشه؟ اگه بخواد خودش میشنوه

 *چرا نمی فهمی ؟ دارم داغون میشم.نیگه داشتن هر کلمش تو دلم یه دنیا صبر میخواد.من نمی کشم.

 -خره همه ی حرفارو که نباید زد .

 *گند بزنن به تو که همیشه واسه من حرفای گنده میزنی که منو خر کنی ولی آخرش من حرفمو میزنم

 -گند بزنن به تو که هیچوقت نفهمیدی آدما اونی نیستن که به نظر میرسن.تازه گیریم یکی بیاد و ظاهر و باطنش یکی باشه از کجا معلوم از این به بعد هم همینجوری بمونه؟

 *من که با آیندش حرفی ندارم.میخوام حرفامو به الانش بزنم.از کجا معلوم منم تو اینکه آینده میخواد چجوری باشه تاثیری نداشته باشم؟

 -ببین چند ساله ما دو تا داریم با هم جر و بحث می کنیم.والله من دیگه خسته شدم.منطق که حالیت نیست اگه بود که دیگه تو نبودی ، میشدی من.

* هیچوقت دوس نداشتمو ندارم جای تو باشم.اگه جای تو بودم که تا حالا صد دفه دق کرده بودم

- خره عقل که احساس نداره که دق کنه.توی احساس  دق میکنی

* آقا اصلا حق با تو.اصلا هر چی تو بگی.فقط تو رو خدا کمکم کن.نزار این فکر و خیالا عذابم بده.خوش به حالت که هیشکیو دوس نداریL

- کی گفته ؟ منم دوس دارم ولی هیچوقت غرورم بهم اجازه نمیده ابرازش کنم واسه همین هیچوقت هیشکی نفهمید.تازه خره من و تو که هرقدر هم با هم فرق داشته باشیم آخرش به یه جا میرسیم..پس همونیو که تو دوس داری منم درگیرشم.

* راس میگیا... .

و سالهاست این دوتا احمق (عقل و احساس) منو مسخره ی خودشون کردنو هنوز نفهمیدم آخرش باید حرفمو بزنم یا نه L

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain side شنبه 17 تیر 1396 12:01 ب.ظ
These are truly impressive ideas in on the topic of blogging.
You have touched some nice factors here. Any
way keep up wrinting.
rhiannonpolski.wordpress.com یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 02:55 ب.ظ
Wonderful post but I was wondering if you could
write a litte more on this topic? I'd be very thankful if you could elaborate a
little bit further. Many thanks!
BHW چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:37 ب.ظ
It's appropriate time to make a few plans for the
longer term and it is time to be happy. I have read this submit and if I
may just I wish to counsel you few attention-grabbing issues or tips.
Perhaps you can write next articles regarding this article.

I desire to read more things approximately it!
آرزو دوشنبه 16 بهمن 1391 11:44 ب.ظ
والا موندم چی بگم .............. متنی که خوندم بی نظیر بود عالی بود خیلی خوشم اومد احساسم تو وازه نمیگنجه
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
نظر لطف شماست و باعث افتخار من
هرکی شنبه 13 خرداد 1391 07:57 ب.ظ
تا کی توان به مصلحت عقل کار کرد
یک چند هم به مصلحت عشق کار کن
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
:) ...
پسر سوق چهارشنبه 10 خرداد 1391 06:53 ب.ظ
متنای گفتگوی را دوست دارم.خصوصا گفتگو با دل...با دلت حرف بزن، عقل مصاحب ناجنسه .وقتی ببینه که دو نفر دارن حرف میزنن، خجالت میکشه اونوقت خودش سرشو میندازه پایین میره.
نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتــــراز کنیـــــــــد
حافظ
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
تحلیل جالبی بود
ن ح م دوشنبه 1 خرداد 1391 10:43 ب.ظ
نتیجه چی شد یعنی من هم بگم؟
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
نتیجه ای شاید در کار نباشه ولی آدم آروم میشه حداقل
م ح ن جمعه 29 اردیبهشت 1391 03:11 ق.ظ
کر بگوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
گفتمش :)
فیلتر دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 09:16 ق.ظ

قصه عشقت را ...

به بیگانگان نگو !!!

چرا که این کلاغهای غریب

بر کلاه حصیری مترسک نیز

آشیانه می سازند
هرکی دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 03:50 ب.ظ
حرفتو بزن
آخرش یه طوری میشه دیگه
سید اسماعیل ربانی پاسخ داد:
موافقم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر