تبلیغات
جزیره ی کاغذی - مطالب شهریور 1392

شارژ ایرانسل

فال حافظ

من برای بودنم دلیلی ندارم ولی برای چگونه بودنم چرا ...
 

شنبه 2 شهریور 1392
ن : سید اسماعیل ربانی نظرات

رفتن خاموش




مادر برای من، و تو قصه نمی گفت

شاید اگر از آن همه غصه نمی گفت

 

تو باورت می شد خدا هر لحظه اینجاست

تو باورت میشد که این احساس زیباست

 

احساس ترسی در نگاه مادری پیر

یک جای خالی ، خاطراتی سخت دلگیر

 

"آدم که تنها می شود از خواب می ترسد

یا از دو چشم خیره توی قاب می ترسد

 

یا از غروری که ترک بردارد از دردی

که لابه لای عکس هایت قایمش کردی"

 

تو خواب بودی وقتی از یک گوشه هر شب

بغضی فرو می ریخت با دنیایی از تب

 

یا درد دستان سراسر پینه اش بود

یا سوز احساس درون سینه اش بود

 

شب جان پناه خستگی هایش نمی شد

همراه با دل بستگی هایش نمی شد

 

"آدم که تنها می شود ، با غصه درگیر است

جنگ میان درد هایش چه نفس گیر است

 

جنگ میان ماندنی تاریک ، بغض آلود

یا رفتنی خاموش ، دور از هر چه هست و بود"